مدیریت جهانی یعنی با بیل گیتس شخم بزنیم

۱۷ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۰۱:۱۲
در راستای درختکاری کشورهای غیرمتعهد و با عنایت به نزدیکی بهار و رویش ناگزیر جوانه و شکفتن شکوفه و لزوم کاشتن نهال عدالت و انسانیت و...بفرمایید دیالوگی که در تصویر زیر بین این دو عزیز رد و بدل می شود به کدام یک از ۱۰ گزینه زیر نزدیکی بیشتری دارد؟
911217-3.jpg

دیالوگ ۱

دکتر: بیا مهندس جان، بیا یه کم تو شخم بزن، من دیگه از کت و کول افتادم از بس اقتصاد و باقی امور رو شخم زدم.
مشایی: به جان تو اگه قبول کنم، بیل تو دست شما قشنگه.

دیالوگ ۲

دکتر: مهندس موافقی یه کم زمین رو بکنیم؟ منابع نفتی رو به اتمامه.
مشایی: بعععله چرا که نه! یه تنوعی هم ایجاد میشه. این همه نفت به ما رسید، یه بارم ما به نفت برسیم!

دیالوگ ۳

دکتر: جون مهندس این کار از عهده من خارجه، بیا خودت چاله رو پر کن!
مشایی: د آخه چرا؟
دکتر: بابا من عادت ندارم چاله ها رو پر کنم، فقط می تونم ایجاد کنم!

دیالوگ ۴

دکتر: با این بیل چیکار می کنن؟
مشایِی: ایناهاش، زمین رو می کنن.
دکتر: ولی خیلی خوش دسته ها، نمیشه باهاش رفت مجلس؟

دیالوگ ۵

دکتر: نیگا کن مهندس، با ارز دارو چه دسته بیل‌های محکمی وارد کردیم!
مشایی: آ ماشاااااالاااااااااا از پوست آدمیزاد هم کلفت تره!

دیالوگ ۶

دکتر: میگما مهندس، جای نیکزاد خالی! الان اگر اینجا بود با همین شروع می کرد به کندن پی ساختمان!
شایی: :)))

دیالوگ ۷

دکتر: بیا تا گل در اندازیم و بیل در دامن منتقد افشانیم!
شایی: پایه ام خدایی!

دیالوگ ۸

دکتر: اول تو!
مشایی: نه اصلن.
دکتر: نه اول تو اول تو.
مشایی: به یه شرط.
[مکالمات از اینجا به بعد خصوصی می شود و به ما ارتباطی پیدا نمی کند]

دیالوگ ۹

دکتر: این بیل رو می بینی؟ با این بیل افتادن به جون دولت!
مشایی: این بیل؟ در همین اندازه؟
دکتر: بله.
مشایی: چقدر هم تیزه!
دکتر: چی؟
مشایی: هیچی زنده باد بهار.
دکتر: زنده باد بهار!

دیالوگ ۱۰

دکتر: مهندس بفرما بیل!
مشایی: بهار نزدیک است!
دکتر: چی؟